وقتی مادمازل قلی زاده برگه ی فاینال رو گذاشت جلوم یه آن دلم خواست گریه کنم...
بازم امتحان....بازم باید یک ساعتی بشینی رو صندلی و پای راستتو بندازی رو پای چپت و بعد پای چپت رو روی پای راست....و هی این پوزیشن لنگ و پاچه تو عوض کنی و مث بچه گربه که بعد از خوردن غذا خودشو کش و قوس میده بدنت رو بکشی که تنت خشک نشه....
بازم باید مخ به کار بندازی...مخی که تیلیته تیلیته مث نون تو اشکنه و کشک با تخم مرغ!!!!!!!
به سوالها نگاه کردم....
what are u talking about???
c'est le final de francais???j'ai doute...(۱)
انگار سوالا یه زبون دیگه ای ان...
یه زبونی شبیه فرانسوی...اسپانیایی یا ایتالیایی....هر چیزی جز فرانسه....
بهارها یخ میزنم...این یخ زدگی بهاره به اول تابستان هم میزند....
درجا میزنم...کاش فقط درجا....پسرفت میکنم...خنگ میشوم...خنگ تر از ۳ فصل دیگر سال...disappointed میشوم....گند میزنم....دز بدشانسی هایم هم میرود بالا....اعصابم هم که....
کجا هم دارم امتحان میدم؟؟؟؟
تو دفتر...
این یکی چای میبرد...آن یکی با جیغ آن یکی را بغل میکند...تلفن زنگ میزند...صدای رادیو می آید....(اینها البته فقط بهانه ست برای گند زدن فاینال!!!)
منشی کالج هم-همانی که فقط خط چشم درشت و سیاهی میکشد دریغ از یک رژ بی حال که به لبهایش بزند و فکر میکند خیلی آدم مهمی ست- هر از چند گاهی مثل وزغ نگاهم میکند ببیند تقلب نمیکنم و سرم به کار خودم است؟؟؟؟
نمیداند کرختم....نمیداند نمیفهمم که وات ایز ایت ابوت....!!!!!!؟؟؟؟
قلی زاده دیکته میگوید
گیج و منگ مینویسم و هی میگویم:
repetez s'il vous plait (۲)
نوبت امتحان شفاهی ست....
نمیتوانم مثل آدم چکیده ی یک مطلب ساده را بگویم....
نمیتوانم فعلها را صرف کنم....هر چه به مخم فشار می آورم یادم نمی آید که گذشته ی ساده* ی فعل زندگی کردن چه میشود....
حق هم دارم تا حدودی....
گذشته ی ساده ی زندگی کردن....!!!!!
آخرین باری که یادم می آید ساده و با عشق زندگی کردم آن ۴ روز اردیبهشتی سفر به تهران بود....
و انگار از اردیبهشت ۸۷ سالها میگذرد....
***
در ماشین نشسته ام...
غروب تلخ و سنگینی ست....یکی از آن آهنگهای غمگین زکریا در گوشم است....
بین تمام این امتحانهایی که دادی تنها امتحانی که ارزش افتادن را دارد همین فاینال فرانسه ست...فکر کن بخواهی دوباره بروی سر کلاس اداری...تجارت...آیین...
فرانسه عشق است...چه فرقی میکند N6 باشی یا N7؟
je ne regret (۳)
ببین چقدر خسته ای که حتی فرانسه خواندن و فاینال دادن هم برایت زجر آور بود....!!!!
چی؟؟؟؟میگویی نیکولا میخواهی؟؟؟به زبان خودش؟؟؟
۵ شنبه صبح نیکولا بخوان....آن هم جلد تعطیلاتش را.....
***
پسره ای از وسط خیابان رد میشود...دستش جعبه ی سه تار....
مضراب سه تارت در جامدادی ات... هی رفته سر جلسات امتحان و هی برگشته....
ناخن انگشت اشاره ی دست راستت رفته در گوشت....بس که خوردیشان این روزها....
صدای یونس در گوشت مییچد:
تو موقع امتحانا سازو ول میکنی من موقع امتحانا ساز از دستم نمی افته...
هفته ی دیگر که ناخنت بلند شود آن مضراب را از جامدادی ات در آر
بلبل پر بسته ز کنج قفس در آ !!!!
فا فا می ره می دو ر می فا ر می دو ره....
***
وارد کلوپ میشوم...سیدی و دی وی دی خام میخواهم بخرم....
دلت میخواهد سر یارو کلوپیه رو بخوری بس که پیله کنی بهش فیلم فرانسوی آقا...فیلم فرانسوی؟؟؟؟!!!!
باشه...باشه....هفته ی دیگه که فیلمای خودتو دیدی بپر بیا کلوپ سر خوری....
***
وارد کتابخانه میشوم....
کتابهای نمایشگاه...
میخوانیشان.... میخوانیشان....
کادوی زهرا روی میز شیشه ای....
۵شنبه یا شنبه یا یکی از همین روزهایی که قرار است با تمام وجود فعل زندگی رو صرف کنی برو یک جعبه ی خوب براش بخر و بده بهش کادوشو.....مرد بس که خاک کتابخونه خورد....
****
دوش آب گرم....و پشت سرش هم آب سرد....
به عادت بچگی گوشاتو میگیری و چشماتم میبندی...
حالا صدای آب که از دوش میریزه رو تنت مث صدای امواج دریاست.....
دلت دریا میخواهد...آبان ۸۶...دریا کنار...بابلسر...
هی...هی....هی!!!!!
..یه ساله استخر نرفتی...هفته ی دیگه بگرد دنبال پا واسه استخر...ببین کی امتحاناش تموم شده.....
****
بشین کلمه های متون حقوقی رو در بیار با بابیلون کنسرو اعتماد به نفس....!!!!!!
اینقدر انگلیسی ات نابود شده که آی بت یو اگه امشب هیچ حرکتی نکنی و همینطوری بشینی غمبرک بزنی فردا باید به جعفر التماس کنی که بهت برسونه....
make a move....depeche-toi!!!!(۴)
جون زیاد کندی میدونم....خسته ای...اوهوم...
بکن این جون آخریتم...گربه ۷ تا جون داره...در حد و حدود یه گربه باش ابزورد!!!!!
ترجمه های جمله های فرانسه:
۱*این فاینال فرانسه است؟؟؟شک دارم...
۲*تکرار کنین دوباره....
۳* افسوس نمیخورم!!!!!
۴*زود باش!!!!
*passe compose در فرانسه= گذشته ی ساده ی فارسی...
پ.ن:هی برمیگردم پستم را ویرایش میکنم...این شب آخر امتحانات درس خواندن سخت تر از همیشه اش است....